امروز سه شنبه 26 تیر 1397 ، موزیک مند اوقات خوشی را برای شما آرزومند است .
مطالب ویژه
مطالب ویژه فیلم
مطالب ویژه سریال

دانلود آلبوم جدید امید نعمتی به نام حرمان ، دانلود آهنگ جدید

دانلود آلبوم جدید امید نعمتی به نام حرمان در موزیک مند

Download New Album By Omid Nemati Called Herman On MusicMand

دانلود آلبوم جدید امید نعمتی به نام حرمان

متن آهنگ های آلبوم حرمان از امید نعمتی

دانلود آلبوم حرمان از امید نعمتی به همراه لینک مستقیم پرسرعت و کیفیت عالی و استثنایی در رسانه موزیک مند همراه با پخش آنلاین اختصاصی قرار گرفته است که امیدواریم از دانلود و شنیدن آهنگ های آلبوم امید نعمتی نهایت خرسندی و رضایت را داشته باشید.

دانلود آلبوم جدید امید نعمتی به نام حرمان با لینک مستقیم

آلبوم حرمان اولین اثر رسمی و مستقل امید نعمتی خواننده گروه پالت است. این آلبوم شامل ده قطعه به آهنگسازی و تنظیم صادق تسبیحی است. امید نعمتی به جز خوانندگی در نه قطعه،‌ آهنگسازی برخی قطعات را نیز بر عهده داشته. آهنگ‌های حرمان در فضای موسیقی تلفیقی هستند. بعضی قطعات از سازبندی نظیر کوارتت زهی استفاده می‌کنند و برخی دیگر از ترکیب ساز و فضاسازی الکترونیک. اشعار آهنگ‌ها از آثار شاعرانی همچون هوشنگ ابتهاج، مهدی اخوان ثالث، رسول یونان، رهی معیری، حسین منزوی، حافظ، نادر نادرپور و حمید مصدق انتخاب شده. از نوازندگان آلبوم نیز می‌توان نازنین احمدزاده، روزبه اسفندارمز، کوروش بابایی، بهزاد حسن زاده، علی ضرابی، مهیار طهماسبی، دارا دارایی و داریوش آذر را نام برد.

متن آهنگ پریشانی

چون زلف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم

*****************************************

متن آهنگ فراموشی ها

دشت‌ها نام تو را می‌گویند
کوه‌ها شعر مرا می‌خوانند
کوه‌ باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه‌ی اندوه ز چیست؟
در تو این قصه‌ی پرهیز که چه؟
در من این شعله‌ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه؟
آشیان تهی ‌دست مرا
مرغ دستان تو پر می‌سازند
آه مگذار
آه مگذار که دستان من آن
اعتمادی که به دستان تو دارد
به فراموشی ها بسپارد
در میان من و تو فاصله‌هاست
می‌توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
می‌توان از میان فاصله‌ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله‌هاست
تو به اندازه‌ی تنهایی من خوشبختی
من به اندازه‌ی زیبایی تو غمگینم
سینه‌ام آینه‌ای‌ است
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار

به این پست امتیاز دهید.
5 از 4 رای
لینک کوتاه مطلب
تا به حال هیچ دیدگاهی در این مطلب ارسال نشده است شما اولین نفر باشید

به کانال ما در تلگرام بپیوندید